تبليغاتX
جنبش حمایت از دکتر احمدي نژاد یادداشت های دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
انتخابات نهم ریاست جمهوری که ثمره آن روی کارآمدن آقای احمدی نژادبودرا شاید بتوان نقطه عطفی درتاریخ حیات سیاسی جمهوری اسلامی دانست.ازآن جهت که ،بعداز 16سال حاکمیت تفکر تکنوکراتی واصلاحات،به یکباره مردم به گفتمانی برآمده از آرمان های انقلاب یعنی گفتمان عدالتخواهی روی آوردند.عدالت که به فرموده رهبرانقلاب ،محورانقلاب بوده است به عنوان شعاراصلی این دولت مورد اقبال مردم واقع شد.درمراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد،رهبری گفتند آقای احمدی نژاد این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محوری را مطرح کردونگذاشت به فراموش سپردن این شعار بشود یک سنت.این کلام حاکی از آن است که تا پیش از آن دولتها درمسیر آرمان های انقلاب وتحقق عدالت به معنای واقعی کلمه گام برنداشتند وازآن فاصله فراوانی گرفته بودند.گواهی این مدعا،شعارهایی بود که سرمیدادند.از شعار توسعه اقتصادی وسیاست تعدیل اقتصادی که اقشار مستضعف وصاحبان اصلی انقلاب را زیر چرخهای خود له کرد وتورم 50درصدی رابه جامعه تحمیل کرد تا شعار توسعه سیاسی وجامعه مدنی که جامعه

مدینه النبی وآرمانهای انقلاب را به مسلخ میبرد.رای به احمدی نژاد ،درحقیقت نه بزرگی بود به جهت گیری های غلطی که طی سالیان متمادی برعرصه مدیریتی کشور سایه افکنده بود و می رفت که با نهادینه ساختن سکولاریزم در بدنه مدیریتی کشور ،مدیریت انقلابی وتفکر خدمت گزاری را به باد فراموشی بسپرد.اما 26 سال بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی دولتی برسر کار آمد که شعاراصلی آن پیروی از آرمان های اسلام وانقلاب وعدالت است.امروز بعد از گذشت 3سال ونه ماه از روی کارآمدن این دولت ،تغییرات غیرقابل انکاری در عرصه مدیریتی کشور حکمفرما شده وعدالت ومبارزه بافساد به عنوان یک گفتمان مسلط درآمده است.دستاوردهایی که حاصل شده است نیز چشمگیر وغیرقابل انکار است.تثبیت حق هسته ای ایران،ساده زیستی ومردم گرایی ،مبارزه بافساد،خدمت صادقانه به مردم ،سفرهای منظم استانی وسرکشی دولت ورئیس جمهور به مناطق مختلف کشورکه در حقیقت برآورده کردن آرزوی دیرینه رهبری بود ،دیپلماسی فعال وعزت مداربه گونه ای که ایران را بدل به بازیگر اصلی منطقه کرد ،زنده کردن عزت ایران وتقویت جایگاه آن درجهان،عمران وآبادانی وسازندگی بی سابقه شهرهاوروستاهای کشور، تصمیمات  شجاعانه ای چون سهمیه بندی بنزین ودستاوردهای فراوان دیگر ناشی از نهادینه شدن همین تفکر بود.در کنارآن کاستی هاومعایبی نیز در دولت مشاهده می گردد که شاید کم هم نباشد که قضیه کردان ومشایی نیز نمونه آن بود.اما وقتی کاستی های دولت را در کنار کاستی های دولت های قبلی میگذاریم وهنگامی که دستاوردهای دولت نهم را با دستاوردهای دولتهای گذشته مقایسه می کنیم ،به وضوح درمی یابیم که احمدی نژادودولتش باتفاوت معناداری در جایگاه نخست قرار می گیرند.لذا جریاناتی که سال های سال برسیستم مدیریتی کشور حاکم بودند مشی وجهت گیری این دولت را برنمی تابند وبه مقابله وتخریب همه جانبه با آن برخاسته اند.آرایش وصف بندی موجود درفضای انتخاباتی کشور را نیز باید این گونه تحلیل کرد بدین معنا که جریان لیبرال که درداخل نظام از جایگاه ونفوذ عمده ای نیز برخوردار است ودر دولت سازندگی پایه ریزی ودر دوران اصلاحات تثبیت شد به مبارزه همه جانبه با جریان عدالتخواهی پرداخته وقصد نابودی این گفتمان را دارد.در سطح بین المللی نیز اجماع قابل توجهی در میان دولت های اروپایی وآمریکا وبرخی احزاب ورشکسته داخلی برای تغییر گفتمان حاکم بر کشور پدید آمده است که ناشی از حضور موفق وعزت مدارانه در عرصه های بین المللی است که سبب این مقابله وهجمه جهانی شده است.لذا  تقابل را باید تقابل جریانات قدرت طلب وسرمایه دار با جریان عدالتخواه دانست.انتخابات پیش رو ،عرصه سرنوشت ساز دیگری برای تثبیت واستمرار گفتمان عدالتخواهی است که احمدی نژاد آن را نمایندگی می کند که این مهم به مذاق جریان سرمایه دار که تفکر خدمت گذاری را برنمی تابد اصلا خوش نمی آید.باید به انتظار نشست ...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:44 توسط عرفان رسولی |

 عمق و وسعت عملرد 4 ساله دولت نهم تاحدي است که اصلاح طلبان از مقايسه عملکرد دولت نهم با 8 سال اصلاحات خود داري مي نمايند. مقايسه اي کوتاه در عملکرد اين دو دولت ، به تجديد نظر جناح مخالف دولت در نامي كه يدك مي كشند، منجر خواهد شد.

رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد در حالي شروع شد که اصلاح طلبان شايعه پراکني و تخريب را اولين راهکار خود قرار داده بودند. البته آقاي احمدي نژاد در تمامی عرصه هافعاليت هاي خود را آغاز کردند. اگر بخواهيم هر ريس جمهوري را با يکي از زمينه هايي که بيشترين فعاليت را در آن عرصه داشته معرفي کنيم؛ بي ترديد آقاي خاتمي يک رئيس جمهور فرهنگي به حساب مي آيد. ولي آقاي احمدي نژاد به هيچ عنوان يک ريس جمهور فرهنگي تلقي نمي شود.البته تحولات فرهنگي دردوران آقاي خاتمي خيلي منطبق بر سياست ها و خط مشی جمهوري اسلامي نبود. عمده محصول 8 سال تلاش آقاي خاتمي در عرصه فرهنگي و اجتماعي، غرب زدگي جامعه ، دين گريزي جوانان ودر دانشگاه ها از بين رفتن روحيه خود باوري و روحيه اتکا به غرب به اصطلاح پيش رفته است. در مقابل احمدي فرهنگ خودباوري را نهادينه نمود. توجه مردم به ارزش هاي والايي همانند ايثار و شهادت شدت يافت و رابطه مردم با شهيدان مستحکم تر شد. فضاي فرهنگي دانشگاه ها نيز از اصلاحات احمدي نژاد بي بهره نماند و فضاي آلوده روابط بي قيد بند بين دانشجويان محدود تر و تنگ تر شد. بحثهايي همچون مهروريزي و عدالت محوري هر کدام به تنهايي به اندازه کارنامه فرهنگي 8 ساله ريس جمهور اصلاح طلب ارزشمند است. اما با اين همه هيچ کس احمدي نژاد را يک رئيس جمهور فرهنگ محور نمي داند.

سياست خارجي عرصه بسيار جالبي است. اصولگرايان عملکرد اصلاح طلبان در عرصه سياست خارجي را اشتباه و غير قابل دفاع مي دانند و اصلاحطلبان عملکرد احمدي نژاد را در عرصه سياست خارجي را اشتباه و غير قابل دفاع مي دانند. اين اختلاف نظر ناشي از اختلافات شديد در مباني فکري دو طرف است که البته در اينجا به آن نمي پردازم. اما افکار عمومي را در سه سطح داخلي ، جهان اسلام و جهاني مي توان در اين عرصه مورد بررسي قرار داد. در داخل کشور مردم به راحتي به دولت اطمنان مي کنند و وقتي بحث رابطه با آمريکا مطرح مي شود به هيچ وجه نگران عملکرد دستگاه ديپلماسي نيستند. همين افکار عمومي اجازه نمي دادند که رابطه با آمريکا در زمان آقاي خاتمي و کلينتون و خاتمي و بوش مطرح شود. به وضوح روشن است که جهان اسلام ايران را مايه سر بلندي و افتخار خود مي داند و در دوران اصلاحات ايران از چنين جايگاهي در جهان اسلام برخوردار نبود. افکار عمومي نيز در سطح جهان ايران را به عنوان رهبر کشور هاي آزادي خواه و استکبار گريز قلمداد مي کنند. البته اگر از نگاه دولت هاي اروپايي و آمريکا به رفتار ايران نگاه شود؛ ايران کشوري به حساب مي آيد که جايگاه خود را که در دوران اصلاحات به دست آورده بود هم اکنون از دست داده و يک کشور ستيزه جو قلمداد مي شود همين امر باعث شده تا دولتمردان اروپايي خواهان بر روي کار آمدن اصلاح طلبان در ايران باشند. اما به هر حال رهبر معظم انقلاب در رابطه با عملکرد دولت اصلاحات با گفتمان "گفتگوي تمدن ها "و دولت احمدي نژاد با گفتمان "مهر ورزي و عدالت گستري" صراحتا اظهار نظر نموده و فرمودند که در دولت قبل (دولت اصلاحات) اشتباهاتي وجود داشته که به حمد اله در اين دولت اين اشتباهات انجام نشده و اين دولت در مسير درست حرکت ميکند. با اين حال مردم آقاي احمدي نژاد را ريس جمهوري با محوريت سياست خارجي قلمداد نمي کنند و اصلاحات دولت نهم در عرصه سياست خارجي را مهمترين اصلاحات دولت به حساب نمي آورند. در مقابل آقاي خاتمي که بارها و به وضوح خطوط قرمز نظام را زير پا گذاشته است نيز در افکار عمومي مردي با عملکرد قوي در سياست خارجي به حساب نمي آيد.

عرصه اقتصادي به عنوان يکي از حساسترين عرصه هاي پيش روي دولت از جراحي هاي آقاي احمدي نژاد بي بهره نمانده است. شروع کار احمدي نژاد با سهميه بندي بنزين آغاز شد. سهميه بندي بنزين به عنوان يک مسئله چند وجهي در دوران اصلاحات از طرف مجلس شوراي اسامي به رئيس جمهور اصلاحات ابلاغ شد والبته ايشان از زير بار اين اقدام شانه خالي کرد. با پي گيري سمهيه بندي بنزين توسط دولت، اصلاحطلبان به تخريب دولت و آلوده کرده اذهان مردم پرداخنتد. برخورد با مافاي اقتصاد مسئله ديگري بود که آقاي احمدي نژاد به جد آن را دنبال ميکند. البته اين مافيا در دوران کارگزاران متولد شد و در دوران اصلاحات پرورش يافت و به تبع رئس جمهور اصلاحات هيچ اقدامي در مقابل آن انجام نداد. بحث تغيير در بانک هاي کشور مسئله بسيار مهمي است كه عملكرد دولت نهم در اين زمينه به تنهايي با کارنامه اقتصادي 8 ساله دولت اصلاحات برابري مي کند. کاهش سود بانکي براي حرکت به سوي بانک داري اسلامي و كنترل تورم گام بزرگي بود که با جو سازي­ها و سنگ اندازي اصلاح طلبان همراه شد تا شايد ناتواني خود را در عرصه اقتصاد توجيه کنند. بحث خصوصي سازي در راستاي اصل 44 گام بزرگ ديگري در عرصه اقتصاد است که توسط دولت آقاي احمدي نژاد برداشته شد. در اين بخش نيز دولت مانند بخش هاي قبلي به موفقيت هاي چشم گيري دست يافت. در مقابل در 8 سال اصلاحات خصوصي سازي به ابزاري براي بزرگ شدن مافياي اقتصادي تبديل شد و عملا هيچ گام مفيد و موثري در اين زمينه برداشته نشد. اما بزرگترين اقدام دولت نهم در عرصه اقتصاد طرح هدفمند کردن يارانه مي باشد. طرحي که بيش از يک حرف بود و يک جراحي عميق در کالبد اقتصادي کشور قلمداد مي شد. طرح تحول اقتصادي را نمتوان در بين دولت اصلاحات و دولت آقاي احمدي نژاد به مقايسه گذاشت چرا که در دولت اصلاحات هيچ اقدام زيربنايي براي اصلاح اقتصاد بيمار کشور انجام نشد.

اقدامات دولت در زمينه اقصاد در افکار عمومي جامعه بسيار برجسته است اما مردم آقاي آقاي احمدي نژاد را به عنوان يک رئيس جمهور اقتصاد محور نمي شناسند. و رئيس جمهور دولت اصلاحات نيز به اين عنوان شناخته نمي شود.

مي توان عملکرد دولت اصلاحات و دولت احمدي نژاد را در تمام زمينه ها و يا وزارتخانه ها مقايسه کرد. نوآوري هاي وزارت بهداشت نوآوري هاي نظامي و همچنين پيشرفت در صنايع "هاي تک" و نانو و هوا فضا و غيره همگي عملکرد 4 ساله دولت احمدي نژاد را غير قابل مقايسه با عملکرد 8 ساله دولت اصلاحات ميکند.

هدف اين نوشته بيان عملکرد دولت نهم در تمام عرصه ها نيست چرا که اين کار از توانايي نگارنده خارج است. اما سوالي مطرح است؛ اينکه دولت اصلاحات در چر عرصه اي اصلاحات انجام داده و دولت پرکار احمدي نژاد در چه عرصه اي اصلاحاتي انجام نداده است ؟ بي شک آقاي احمدي نژاد از يدک کشيدن نام اصلاحات بي نياز است که اگر چنين نبود حداقل يک بار از اين واژه استفاده مي کرد. درآستانه انتخابات رياست جمهوري آيا اصلاح طلبان به ارائه برنامه ي دولت مد نظرشان در تمام عرصه خواهند پرداخت و يا مانند 8 سال رياست جمهوري آفاي خاتمي به استفاده از شعار اصلاح طلبي و زير پا گذاشتن خطوط قرمز جامعه بسنده خواهند کرد ؟


 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:41 توسط عرفان رسولی |

 

فرزندان امپراطور و مسئولین کشوری منتظر ورود امپراطور هستند.

امپراطور استراتژی نبرد را ترسیم کند. تسو و یونگ پو در حال چانه زدن هستند. کمی آن طرف تر جومونگ نشسته و چشم هایش را می مالاند تا خوابش نبرد. امپراطور وارد می شود.

حاضرین به احترام امپراطور بر می خیزند. یونگ پو به مذاکره و گفتمان با امپراطوی های متخاصم فکر می کند. تسو رویای امپراطوری را در سر می پروراند. جومونگ کماکان نگران خواب ماندن است.

امپراطور حاضرین را دعوت به نشستن می کند و می گوید: ”خوب فرزندان من. همانطور که می دانید ما عازم جنگ با امپراطوری ارادان هستیم. می خواهم قبل از هر چیز، فرمانده ارتش را در این جنگ انتخاب کنم.“

همهمه ای در می گیرد. جومونگ خوشحال است که در این لحظه خواب نیست. تسو نگاه زیرکانه ای به امپراطور می کند.

یونگ پو می گوید: ”جناب امپراطور، چرا خودتان فرماندهی نبرد با امپراطور ارادان را بر عهده نمی‌گیرید؟ ”

امپراطور می گوید: ”اتفاقاً می‌خواستم این کار را بکنم. ولی افسوس که سن و سالم بالاست و دیگر نمی توانم.  الان دیگر جنگیدن با امپراطور ارادان کار من نیست. ما با این سن و سال باید یک گوشه بنشینیم و مصلحت کشور را تشخیص دهیم! ضمناً شما که غریبه نیستید، می ترسم مثل جنگ قبلی شکست بخورم و آبروریزی شود!“

تسو در حالی که لبخندی بر لب دارد می گوید: ”حق با امپراطور است. بهتر است یکی از ما فرماندهی را بر عهده بگیریم. من که بدجوری احساس تکلیف می کنم.“

یونگ پو با عصبانیت می گوید: ”ناقلا تو که بیست سال مشغول مدادرنگی و پاک کن بودی. این همه مدت احساس تکلیف نکردی؟! حالا که من می خواهم مجددا فرمانده شوم تو احساس تکلیفت یکدفعه جرقه زد؟!“

تسو پاسخ می دهد: ”من در خانه همه امور را زیر نظر داشتم. برای تک تک مشکلات مملکتی هم نقاشی کشیده ام. اصلا شما اگر نقاشی های من را ببینید متوجه خواهید شد که من چقدر به فکر کشورم بودم.“

امپراطور زیر لب چیزهایی را نجوا می کند. جومونگ می گوید: ”امپراطور؛ فرماندهی ارتش را به من بدهید تا یک روزه ارادان را فتح کنم.“

امپراطور با تعجب می پرسد: ”راست می گویی؟ چگونه؟“

جومونگ فاتحانه پاسخ می دهد: ”به سربازان ارادان وعده می دهم که اگر پیروز شوم، پنجاه هزار درزه (درزه واحد پول الیگودرز باستان است- مترجم) به هرکدامشان بدهم.“

حس ناامیدی سرتاسر وجود حاضرین را در بر می گیرد. امپراطور نگاهش به یونگ پو خیره می شود و می گوید: ”یونگ پو جان. فرزند دلبندم. تو که هشت سال فرمانده ارتش من بودی چه نظری داری؟“

یونگ پو زره شکلاتی اش را جمع می کند و می گوید: ”جناب امپراطور. می دانید که من همواره در خدمت شما بودم. بدون اجازه شما آب نخوردم. هرجا رفتم از شما گفتم. الان هم در صورت دستور شما گردنم از مو هم باریک تر است. اما راستش نگرانم که در صورت مواجهه با امپراطور ارادان، مردم از من روی برگردانند و مبسوط ضایع شوم! با این حال یا من یا تسو، یک نفر فرمانده خواهیم شد. یا من یا تسو... (یونگ پو بدون توجه به حاضرین این جمله را چند بار تکرار می کند)“

تسو می گوید: ”جناب امپراطور، اجازه بدهید این بار من فرماندهی ارتش را بر عهده بگیرم. ناسلامتی من بیست سال قبل فرمانده بودم. بعدش هم که به سراغ بوم نقاشی می رفتم کلی نقاشی جنگی کشیدم. از این گذشته دیوان نجیب زادگان (دیوان نجیب زادگان تشکیلاتی معادل ”مجمع نیروهای مبارز“ در کره باستان است – مترجم) هم از من حمایت کرده اند. ”

جومونگ با عصبانیت فریاد می زند: ای بابا! عجب روزگاری شده! دیوان نجیب زادگان را که من تاسیس کردم! فکر می کردم بخاطر خیانتی که در جنگ قبلی به من کردند، این دفعه لااقل جبران می کنند. بخشکی شانس...“

یونگ پو نگاه معنی داری به جومونگ می کند و می گوید: ”برادر جومونگ! مثل این که فراموش کردی همه ما تحت فرماندهی امپراطور هستیم. هرچه امپراطور بخواهد همان خواهد شد و دیوان نجیب زادگان هم تحت اوامر او هستند.“

جومونگ با ناراحتی به امپراطور می گوید: ”جناب امپراطور! من از جنگ گذشته تا بحال کلی زحمت کشیدم. تشکیلات و روزنامه و لشکر تشکیل دادم. چرا شما گروه نجیب زادگان را به حمایت از برادر تسو ترغیب کردید؟“

امپراطور نگاه عاقل اندر سفیه به جومونگ می اندازد و می گوید: ”فرزندم تو متوجه قدرت امپراطور ارادان نیستی. آن ها در دل مردم محبوب هستند و برای جنگ با آن ها باید از تمام قوا بهره بگیریم. شانس تسو برای پیروزی بیشتر از شماست.“

یونگ پو مجددا تکرار می کند: ”یا من یا تسو یک کداممان باید فرمانده شویم. یا من یا تسو...“

تسو برای آن که توانایی هایش را به رخ بکشد می گوید: ”بیست سال قبل که من فرمانده بودم، مهمات و تدارک جنگی نبود. حتی بانو سوسانا و گروه تجاری آن ها هم در آن سال ها نبودند که به ما کمک کنند. اما من توانستم حداقل در جنگ های آن زمان شکست نخورم.“

یکی از حاضرین با ناراحتی می گوید: ”جناب فرمانده تسو؛ شما آن سال ها از کمبود مهمات و جنگ های متعدد سوء استفاده کردید و همه مخالفان خود را سرکوب کردید. شما آن زمان رقیبی برای فرماندهی جنگ نداشتید. ”

دیگری ادامه می دهد: ”درست است. فرمانده تسو؛ الان امپراطوری ارادان را با خود مقایسه کنید. تمام امپراطوری های همسایه مخالف او هستند. از تمام امکانات برای جنگیدن با او استفاده می کنند. اما او به جنگ هیچ کس نیامده است. ولی شما بیست سال قبل اجازه عرض اندام به مخالفین خود، به بهانه کمبود مهمات و شرایط جنگی کشور نمی دادید.“

مجددا همهمه ایجاد می شود. فرمانده تسو خشمگین می شود و زیر لب چیزهایی زمزمه می کند. امپراطور وارد بحث می شود و می گوید: ”عزیزان من؛ الان وقت طرح این بحث ها نیست. ما باید برای شکست دادن امپراطور ارادان برنامه ریزی کنیم. او میان مردم محبوب است و ما باید به نوعی جلوی قدرت گرفتن مجدد او را بگیریم.“

یونگ پو می گوید: ”جناب امپراطور؛ اجازه می دهید من یک دوره سفر به امپراطورهای متخاصم داشته باشم و با آن ها گفتمان کنم؟!“

امپراطور با ناراحتی می گوید: ”گفتمان؟! من دارم حرف از جنگ می زنم! تو صحبت از گفتمان می کنی؟ یادت نیست در گذشته منابع کشور را با همین گفتمانت بر باد دادی؟!“

یونگ پو می گوید: ”جناب امپراطور اینطور نیست که شما می گویید. من با دشمنان شما رابطه گسترده ای داشتم. کاری ندارم که منابع و اقتدار ما کجا رفت. در عوض من را روی سرشان حلوا حلوا می کردند. الان هم می توانم مخفیانه با امپراطوری ارادان مذاکره کنم.“

امپراطور در میان حرف های یونگ پو می گوید: ”مردم چه؟ نمی گویند که این ها این همه دشمن ما بودند، حالا ما می خواهیم با آن ها گفتمان کنیم؟“!

یونگ پو پاسخ می دهد: ”فکر آنجا را هم کرده ام. جناب امپراطور، می توانیم اول گفتمان کنیم. بعد که به نتیجه رسیدیم، همه چیز را تکذیب می کنیم. مگر یادتان نیست که من با امپراطور هان مذاکره کردم و حتی با دختران هان دست دادم و سپس همه چیز را تکذیب کردم؟“

جومونگ با لحن تمسخر آمیزی می گوید: ”بله! همان موقع که دست دادی و بعد تکذیب کردی و آبروی ما رفت! صد رحمت به خودمان که لااقل آنقدر صراحت و شجاعت داریم که اگر کاری کردیم، بلافاصله تکذیبش نکنیم و مسئولیتش را بپذیریم.“

جومونگ دوباره نفس می گیرد و می گوید: ”جناب امپراطور؛ باید عرض کنم که من مثل برادر تسو نبودم که این همه سال از امور مملکتی دور باشم و از جلوی بوم نقاشی به مسائل کشوری بیندیشم.“

وی مجددا نفس می گیرد و ادامه می دهد: ”ضمنا مثل برادر یونگ پو هم نیستم که فقط حرف بزنم و برنامه ای برای مملکت نداشته باشم و بنشینم با امپراطوری های متخاصم گفتگو کنم و چوب حراج بر منافع کشورم بزنم.“

یونگ پو زیر لب می گوید: ”تو را هیچ جا راه نمی دهند. من بودم که این همه عزت و احترام داشتم!“

جومونگ بدون توجه به یونگ پو ادامه می دهد: ”جناب امپراطور؛ من در سال های اخیر این همه هزینه تدارکات و تشکیلات نداده ام که امروز کنار بکشم. هر اتفاقی که رخ دهد من سپاه خود را خواهم داشت و در جنگ شرکت خواهم کرد.“

تسو با تمسخر می گوید: ”اگر این بار هم مثل جنگ گذشته در لحظات آخر خواب ماندی و شکست خوردی چه؟“

جومونگ نفس عمیقی می گیرد و می گوید: ”خیالتان راحت باشد. از چهار سال قبل به اینور تمرین کردم که صبح های زود یک دقیقه هم نخوابم. به اهل و عیال هم سپرده ام که شب عملیات دور و برم باشند و نگذارند که حتی یک دقیقه خواب بمانم!“

امپراطور کمی مکث می کند و می گوید: ”ببینید فرزندان من؛ الان وقت آنست که برای شکست امپراطوری ارادان برنامه ریزی کنیم. جومونگ جان، ظاهرا من حریف شما که نمی شوم!“

امپراطور نگاهش را به یونگ پو برمی گرداند و ادامه می دهد: ”اما یونگ پو جان. هشت سال فرماندهی جناب عالی بقدری ما را در نظر مردم مرعوب و شکست خورده و بی توجه به منافع کشور نشان داد که من شخصا برای تو شانسی برای پیروزی قائل نیستم. بهتر است تو همچنان در بیرون گود باشی و با کشورهای دیگر گفتمان کنی! از این به بعد هم حواست باشد که اگر با دخترکان روبوسی هم کردی، فورا تکذیب نکن، چون در نزد مردم دروغ گو خوانده می شوی. مگر یادت نیست که در گذشته مردم تو را ”یونگ پو خالی بند“ می خواندند؟“

امپراطور آن گاه به تسو نگاه می کند و می گوید: ”تسو جان؛ من به تو امید بسته ام. اگر بتوانی امپراطور ارادان را شکست دهی خودم تمام هزینه های سپاهت را پرداخت می کنم. حواست باشد که امپراطوری ارادان را در ذهن مردم خراب کنی. او بسیار محبوب است، باید محبوبیتش شکسته شود.“

امپراطور می ایستد و با صدای بلند خطاب به حاضرین می گوید: ”یاران من. همین لحظه خطاب به شما می گویم که فرمانده ارتش من در نبرد با امپراطوری ارادان، فرزندم تسو خواهد بود. تمام امکانات خود را در حمایت از فرمانده تسو بسیج کنید و از یاری او در هیچ زمینه ای دریغ ننمایید. یادتان باشد که همه شما تحت اوامر و نظر من هستید و هرچه من می گویم همان باید عملی شود.“

تسو لبخند موذیانه ای می زند که حاکی از رضایت اوست. یونگ پو از عصبانیت لبانش را گاز می گیرد. جومونگ پلک هایش را می فشارد تا مطمئن شود که خواب نیست. امپراطور از انتخاب خود خشنود و مطمئن به نظر می رسد.

یک سال بعد

تسو جلوی بوم نقاشی نشسته است. او جدید ترین نقاشی خود را به جنگ اختصاص داده است. شکست سنگین تسو، هنوز ذوق نقاشی را از او نگرفته است. عنوان طرح خود را اینگونه انتخاب می کند: ”شکست امپراطور“

یونگ پو برای سخنرانی به امپراطوری هان رفته است. مردم از خوش و بش و روبوسی او با دختر امپراطور متخاصم هان ناراحت هستند. وی در حالی که دختر امپراطور را ”عمه جان“ خود می خواند، به مردم می گوید که وی تنها یک خوش و بش ساده با عمه جان خود کرده است. یونگ پو از زمان جنگ تا کنون، تمام سخنرانی های خود را با یک جمله به پایان می رساند: ”یا من یا تسو... یک کداممان می آید... یا من یا تسو...“

جومونگ از روز جنگ تا به امروز خواب است. این بار بانو سوسانا قرص ضد خواب تقلبی برای او ارسال کرده است. جومونگ خوابهای زیبایی می بیند: پنجاه هزار درزه؛ دیوان نجیب زادگان؛ بانو سوسانا؛...

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:21 توسط عرفان رسولی |